بهار / روز نو / نوروز / عید/حاجی فیروز/غوغای دل
این روز ها میگویند همه جا بوی عید می آید ولیکن من بوی عید را استشمام نمیکنم . من بهار در بهاری را نمی بینم من نوروز ملل را نمی بینم .همسایه ام گرسنه است خدایا ...
این روزها حاجی فیروزها را پشت چراغ قرمز زیاد می بینم پدرانی که همراه فرزندان خسته خود بزور میخندند تا بهار را نوید دهند . تا شاید کسب و کار و روزی حلالی بدست آورند (دو حاجی فیروز پدر و پسر) شاد نیستند و میخواهند ما شاد باشیم و بابت شادیمان ریالی پرداخت نمائیم تا شب برای فرزندان خود شادی به ارمغان ببرند
این روزها شبها زمان خواب حاجی فیروز به فرزندش چه میگوید .........آه فرزندم چند روز فقط طاقت بیاور عید می آید میتوانی کلی استراحت نمایی چقدر درد دارد این دلم .......
این روزها بسیارند آنانی که ساز میزنند در کوچه پس کوچه ها دلهایی که شاد نیستند و سازشان مرا اندوهگین میسازد آزارم میدهد اذیتم میکند بهم میریزد مرا و به اویی فکر میکنم که اکنون در کانادا با همسر و فرزندانش خوش میگذراند و خود را کارآفرین اختلاس میداند. آنهائی که اجازه هرکاری را میدهند به او واوها.
این روزها دلم بیشتر از روزهای معمولی میگیرد چرا که آدمهایی را میبینم که دست کودکانشان را گرفته اند تا کودک چشم انداز جلوی رویش را ببیند و سرخی گونه پدر یا مادرش را نبیند .
این روزها دست بسیاری از هموطنانم را بنام شب عید محترمانه و با لبخند در جیب دیگران می بینم ....
این روزها را دوست ندارم که ببینم چون سرعت گذر روزها و رفتار آدمهای دور وبرم بگونه ای است که انگار 4 روز 3 روز 2 روز 1 روز دیگر دنیا میخواهد تمام شود و باید بنشینند سر سفره تا به بهار بگویند سلام و بعد بادکنکی بترکد و روز از نو روزی از نو و نامش را امید گذاشته ایم هر ساله ولیکن هر سال که میگذرد ....بگذریم
این روزها خیلی ها برای عده کمی تلاش میکنند . شادی را تمرین میکنند تا به آنها از ته دل خوش بگذرد.......
این روزها مرا بیاد آنانی می اندازد که روز اول عید به خاک دشمن حمله کردند و همان روز اشک را بر دلها جاری ساختند مگر میشود آنها را از یاد برد ........
این روزها همه میخواهند به کودکان امید را آموزش دهند تا آدمهای بزرگ شده نسل فردا نگرش و داشتن امید را تمرین کنند .
این روزها دلم غوغاست دلم شوری است دلم جور دیگری است دلم بوی بهار را احساس نکرده است هنوز .......
این روزها چشمم به مردمی میخورد که میخواهند لباس های ارزانتر بخرند ولی ....نمی شود.......نیست.....جا ندارد
این روزها..............
و شما امیدوارم از بسیاری از اینها که نوشتم دور باشی .
و شما عزیز دل امید دارم که دلت روشن باشد چون آب
دلت خنده ای مستانه داشته باشد چون شکفته گی گل .
میخواهم چند روزی من هم فراموش کنم که چه نوشتم و چه خبر است این نعمتی است که خداوند بمن داده است نعمت فراموشی می خواهم از آن استفاده نمایم .
از صمیم قلبم ،دلم و جانم فرا رسیدن سال نو را به شما عزیز خواننده تبریک میگویم و امید دارم که سال جدید سالی متفاوت در تاریخ میهن باشد سال تعالی سازی وطن ، مردم کشورم ،دوستانم ، خانواده ام و خودم
محمد رضا نجفی ساروکلایی مهندس عمران-عمران سال 71دانشگاه تهران